روانشناسیسبک زندگی

باید ها و نباید ها

بایدها

باید ها و نباید ها

باید

“بايد اسوه ی فداكاری باشم”
“بايد دوست، پدر، مادر، همسر،…. كاملی باشم”
“بايد ديگران به من احترام بگذارند”
“برخی هيجانات، مثل خشم يا حسادت را هيچ وقت نبايد داشته باشم”
“بايد بتوانم همه چيز را پيش بيني كنم”
“بايد بتوانم هر سختی را با آرامش تحمل كنم”
“بايد فرزندانم را به ميزان مساوی دوست داشته باشم”
“نبايد بترسم”
“نبايد اشتباه كنم”
و …
راستی!
فهرست بايد های ذهن شما چه مواردی را شامل می شود؟
آيا شما “باید”هايتان را بررسی ميكنيد؟
.
بايد ها درواقع همان باورها، عقايد، قوانين و ارزش هاي ذهن شما هستند و نيرويي كه به شما انگيزه ی حركت در چارچوب اين قوانين را ميدهد، اطمينان از حقيقت داشتن آن هاست
برخي از بايدها، راهنمايي هايی سالم هستند اما بعضی ديگر حربه های روانی كه به عزت نفس شما آسيب ميرساند.

شما با ٣گام ميتوانيد بايدهای خود را بررسی كنيد:

١- نحوه ی بيان خود را بررسی كنيد،
يكی از مشكلات “بايد”ها، مطلق انگاری ست.

به جای “بايد” از كلماتي مانند “من بهتر است”، “من ترجيح ميدهم”، “من ميخواهم” استفاده كنيد
شايد استثنايی براي “بايد” ذهنی شما وجود داشته باشد
نكته ی ديگری را هم بررسی كنيد: وجود كلماتی مانند “همه”، “هميشه”، “تماما”، “كاملا” و مانند اين ها، در هر جمله اي زنگ خطري برای خطاست! تعميم دهی افراطی!
“بايد”ها هم از اين قاعده مستثنا نيستند
بهتر است متناسب با واقعيت، جايگزين مناسبی برای اين لغات داشته باشيد تا به مرور اين كلمات از دايره ی لغوی شما حذف شوند.

باید ها و نباید ها
باید

شما با ۳ گام می توانید باید های خود را بررسی کنید ؛
.
٢- مفاهيم درست و نادرست را فراموش كنيد.

طلق انگاری كه درمورد قبل بحث شد، نوعی ديد صفر و ١٠٠ يا سياه و سفيد به “بايد”های ما ميدهد
اين هم يك زنگ خطر است.
هرجا كه در پالت ذهنی شما رنگ خاكستری حذف شده بود، احتمال خطا بالا ميرود.
پس دقت كنيد!
درمورد “بايد”ها، درست و غلط بودن را كنار بگذاريد و در عوض پيامدهای اِعمال اين قانون به موقعيت موردنظرتان را بررسی كنيد.
پيامدهای مثبت
و
پيامدهای منفی
پياده كردن اين قانون چه اثرات كوتاه و بلندمدتی روی شما و ديگران دارد؟
باتوجه به اين پيامدها، آيا اِعمال آن توجيه پذير است؟

۳- از خود بپرسيد آيا قانون مزبور با كسی كه واقعا هستيد همخوانی دارد؟

آيا خلق و خو، محدوديت ها و صفات شما، ترس ها و مشكلات، نيازها و لذت هايتان با اين قانون همخوانی دارد؟

شايد بهتر باشد بعد از شناخت “بايد”های ذهنيتان، در قدم اول اين ٣گام را به كمك يك روانشناس برداريد و بعد از تمرين، اين قاعده را به طور شخصی انجام بدهيد.

اگر به خاطر داشته باشيد، در ابتدای بحث به اين نكته اشاره كرديم كه نيرويی كه به شما انگيزه ميدهد تا در چارچوب اين “بايدها” قدم برداريد، اطمينان از درست بودن آن هاست
درحاليكه واقعيت اين است كه بسياری از بايد هايی كه با آن ها بزرگ شده ايد، متناسب شما نيست.
.
بعضی از آن ها نگرانی ها، آرزوها يا … والدين شما بودند در روزگاری كه الان از آن گذر كرديد.
خيلی از آن ها حتی تا ديروز خوب و منطقی بودند اما امروز با شما و شرايط جديدتان انطباق ندارند.

وقتي بايدها مناسب شما نيستند، يعنی احتمالا با بعضی نيازهای اساسی شما در تناقضند
در اينصورت
يا بايد محروميت را انتخاب كنيد، يعنی نيازتان را زير پا بگذاريد تا ارزش هايتان زير پا گذاشته نشوند؛
خيلی از اوقات در چنين موقعيت هايی ممكن است احساس فنا شدن به شما دست دهد
و يا
طبق نياز عمل كنيد و آن گاه ممكن است برچسب هايی مثل “ضعيف”، “شكست خورده”، “ترسو” به خودتان بزنيد و احساس گناه را تجربه كنيد. باید ها و نباید ها
پس
هرگاه تجربه ی ماندن بر سر دو راهی هايی كه يك طرفش احساس فنا شدن، و طرف ديگر احساس گناه بود را داشتيد احتمالا اشكالی وجود دارد!
زندگی هميشه تجربه ی انتخاب بين بد و بدتر نيست.
گاهی با كمك گرفتن از يك مشاور ميتوانيد ورق را برگردانيد!

( رای: 0 امتیاز: 0 )

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.