مذهبی

چله ی دعای مشلول و فضیلت آن

چله ی دعای مشلول و فضیلت آن

چله ی دعای مشلول و فضیلت آن

خیلی از علما وبزرگان به خوندن این دعا سفارش کردن.آقای فرحزاد تو برنامه ی سمت خدا گفتن این دعا برای رفع هم وغم وگرفتاری خیلی سفارش شده.امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: این دعا را بخوان که در این دعا فرج و گشایش است. اگر هم نشد باز بخوانند. از این دعا غافل نشوید.در این دعا بیش از دویست بار اسم خدارو صدا میزنیم.حتما حتما یکبار ترجمشو بخونید تا کِیف کنید که چقدر قشنگههههه این دعا.
.
✅نیت چله ی دعای مشلول:
♥سلامتی وظهور امام مهربونمون.
♥شفا وبهبودی همه ی بیماران.
♥ازدواج و خوشبختی همه ی جوانان.
♥پیدا کردن شغل و کارمناسب برای همه ی عزیزانی که دنبال شغلن.
♥نی نی دار شدن همه ی عزیزانِ چشم انتظار
♥عاقبت بخیری و سعادت همه فرزندانمون.
♥طول عمر و سلامتی پدر ومادرامون.
♥آمرزش همه ی رفتگان.
♥توفیق زیارت مشاهد مشرفه برای همه ی شرکت کنندگان در چله.
♥محبت وعشق روز افزون و بی اندازه بین همه ی زوجها.
♥رفع مشکلات مالی و ادای قرض بدهکاران
♥آزادی همه ی گرفتاران در بند.
.

✅حالا شرایط شرکت تو چله چطوریه؟؟

.
👈حتما باوضو باشید موقع خوندن دعا.خانما تو دوران عذرشرعی میتونن بخونن فقط حتما باوضو باشن و دستشون به اسما خداوند نخوره.
.
👈هر موقع از شبانه روز تونستید بخونید،اصلامحدودیت زمانی نداره.
.
👈اگه یه روز یادتون رفت یا نتونستید بخونید فرداش دوبار بخونید.

خواص دعای مشلول

دعای مشلول موسوم به دعاء الشّاب المأخوذ بذنبه منقول از کتب کفعمى و مهج الدّعوات، و آن دعائى است که تعلیم فرموده آنرا حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام به جوانى که به واسطه گناه و ستم در حقّ پدر خویش شل شده بود پس این دعا را خواند در خواب پیامبرأعظم صلوا الله علیه و آله را دید که دست بر اندام او مالید و فرمود محافظت کن بر اسم اعظم خدا که کار تو بخیر خواهد بود پس بیدار شد در حالتى که تندرست بود.

داستان دعای مشلول

چله ی دعای مشلول و فضیلت آن

امام حسین علیه السلام مى فرماید: من با پدرم در شب تاریکى خانه خدا را طواف مى کردیم.کنارخانه خدا خلوت شده بود و زوار به خواب رفته بودند که ناگهان ناله جانسوزى به گوشمان رسید.شخصى رو به درگاه خدا آورده و با سوز و گداز خاصى ناله و گریه مى کرد. پدرم به من فرمود: اى حسین! آیا مى شنوى ناله گنهکارى که به درگاه خداوندپناه آورده و با دل شکسته اشک پشیمانى فرو مى ریزد.برو او را پیدا کن و نزد من بیاور. امام حسین علیه السلام مى فرماید: در آن شب تاریک دور خانه خدا گشتم.او را در میان رکن و مقام در حال نماز یافتم. سلام کردم و گفتم: اى بنده پشیمان گشته! پدرم امیرالمؤمنین تو را مى خواهد.با شتاب نمازش را تمام کرد.او را محضرپدرم آوردم حضرت دید جوانى است زیبا و لباس هاى تمیز به تن دارد.فرمود: – توکیستى؟.

با خواص دعای مشلول بیشتر آشنا شوید

عرض کرد: من یک عربم. پرسید: حالت چطور است ؟ چرا با آهى دردمند وناله اى جانگداز گریه مى کردى؟ عرض کرد: یا امیرالمؤ منین! گرفتار کیفر نافرمانى پدرم گشته ام و نفرین او ارکان زندگیم را ویران ساخته و سلامتى و تندرستی را از من گرفته است.پدرم فرمود: قضیه تو چیست؟ گفت : من جوانى بى بند و باربودم.پیوسته آلوده معصیت و گناه بودم و از خدا ترس و واهمه نداشتم.پدر پیری داشتم که نسبت به من خیلى مهربان بود.هر چه مرا نصیحت مى کرد به حرف هایش گوش نمى دادم. هر وقت مرا نصیحت و موعظه مى کرد، آزرده خاطرش نموده و دشنام مى دادم وگاهى کتک مى زدم.یک روز مقدارى پول در محلى بود، به سویش رفتم تا آن پول رابردارم و خرج کنم.پدرم مانع شد و نگذاشت.من هم از دستش گرفته او را محکم به زمین زدم.

آشنایی با خواص دعای مشلول

دست هایش را روى زانو گذاشت.خواست برخیزد، اما از شدت درد و کوفتگی نتوانست از زمین بلند شود.پول ها را برداشتم و به دنبال کارهاى خود رفتم و در آن لحظه شنیدم که همه آمال و آرزوهایش نسبت به من بر باد رفته و در آخر به خدا سوگندخورد که به خانه خدا رفته و درباره من نفرین مى کند.به خدا قسم! هنوز نفرینش به پایان نرسیده بود که این بدبختى به سراغم آمد و تندرستى از من گرفته شد.

خواص دعای مشلول

در این هنگام پیراهنش را بالا زد و یک طرف بدنش را فلج دیدیم.جوان سخنانش را ادامه داد و گفت: پس از این قضیه از رفتار خود سخت پشیمان شدم.پیش پدرم رفته، معذرت خواستم، ولى او نپذیرفت و به سوى خانه خود حرکت کرد.سه سال با این وضع زندگى کردم تا اینکه سال سوم موسم حج درخواست کردم به خانه خدا مشرف شده، در آن مکان که مرا نفرین کرده، براى من دعاى خیر نماید.پدرم محبت کرد و پذیرفت.به سوى مکه حرکت کردیم تا به بیابان سیاه که رسیدیم.شب تاریک بود.ناگهان پرنده اى از کنار جاده پرواز کرد.براثر سر و صداى بال و پر او شتر پدرم رمید و او را به زمین انداخت.

خواص دعای مشلول در مفاتیح الجنان

پدرم روى سنگ­ ها افتاد و جان به جان آفرین تسلیم کرد.بدن او را در همان مکان دفن کردم و آمدم.می دانم این بدبختى و بیچارگى من به خاطر نفرین و نارضایتى پدرم است.امیرالمؤمنین پس از شنیدن قصه دردناک جوان فرمود: اکنون فریادرس تو فرا رسید.دعایى که رسول خدا صلى الله علیه و آله به من آموخت به تو مى آموزم و در آن دعا اسم اعظم خدا وجود دارد و شخصی که آن دعا را بخواند خدای عزّ و جلّ دعایش را مستجاب می گرداند و خواسته اش را برآورده می نماید و اندوه و غم را از او می زداید و گرفتاری های او را برطرف می سازد…

.

.

( رای: 0 امتیاز: 0 )

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.