عکس و کلیپ استوری

فیلم ولنتاین مبارک

تبریک روز ولنتاین +کلیپ

۶۳فیلم ولنتاین مبارک

متن عاشقانه شاد، متن عاشقانه شاد بلندتبریک روز ولنتاین

ای عزیز ترین مونس و ای ناز ترین همدم 
تورا در لحظه لحظه های عمرم یاد می کنم 

تو را در سطر سطر خاطرم یاد می کنم
تورا در صفحه صفحه دفتر دلم ورق می زنم

تو را می خوانم و تو ساده و نازنین مرا نگاه می کنی
فقط صدای پر مهر تو گوشم را پر کرده و نوای دلفریب تو آشیانه قلبم را لانه خود ساخته و نجوای دلربایت آن آورده بر سرم تا دیگر نه صدایی از کسی بشنوم و نه روی دیگری را ببینم

ومن قطرات اشک را بر روی گونه های خود چه خنک احساس می کنم
و قطرات خون را در دل چه گرم

و می اندیشم که تو در این زمان به چه مشغولی و دلت در کجا سیر می کند و شتابت برای چیست و 
هیچ شده نگاهی به دل نا آرام من کنی

هیچ شده صدایم کنی تا با صد جواب به سویت بدوم
ای کاش آشیانه روحم اسیر گردباد عشق تو ویران نبود تا تو را می بردم و هزار توی آن را به تو می نمایاندم

ای کاش نگاه معصومانه ات اینگونه صدایم را در گلو نمی شکست و نوای روح نوازت اینگونه آرام از من نمی ربود
ای کاش لختی تامل می کردی آخر این زنگی مست هم دلی دارد 

ای کاش بغض راه گلویت را نمی بست تا تو هم همراه من ترنم می کردی و صدای قناری خوش آواز قفس قلبت مرا مست و مدهوش می کرد

ای کاش می توانستم از پس این دیوار بلند دسته گلی از عشق برایت هدیه کنم 
ای کاش می شد قطرات باران دیدگانم را بر روی گونه هایت بکشم و دستانت رادر دست بگیرم تا گرمی آنها را

حس کنم و سرم را روی شانه هایت گذارم تا صفای تو دل مشوشم را کمی آرام تر کند
منتظر آغوش پر مهرت مانده ام تا کی بتوانم در این سودا غوطه ور کنم.

 

متن عاشقانه شاد، متن عاشقانه شاد بلند

ای ناب ترین لحظه شیرین رسیدن

ای تاب نیاورده به بستان حزینم
دل از عشق تو خون شد

ای خواب ترین غنچه پاییزی من 

ای سرخی رویم همه از دیدن رویت 
دل از عشق تو خون شد

ای سوگولی ناب من ای عشق مکرر 

ای صبر و قرار و هوس وعشق مدامم 
دل از عشق تو خون شد

دیگر به هوای سحر و دیدن مهتاب

هرگز نروم تا بر محبوب حزینم
دل از عشق تو خون شد 

زیباترین متن بلند دوستت دارم عاشقانه

سلام کمترین درودی که می توانم نثار رویت کنم تا بدین بهانه دری دوباره بگشایم تا از آن وارد باغ عشقت شوم

در این بستان پر محنت چه جای نگریستن به روی ماهت 

و در این بستان سایه روشن اگر سایه ها منم روشنایی ها همه تو هستی 

اگر خشکی ها منم همه طراوت ها تو هستی 

و اگر خارها منم همه لطافتها تو باشی

صدایت همواره ترنم بلبلان را در نظرم حقیر می نماید و رویت نشان از ماه دارد

ای کاش سزای سنگینی این عشق فراوان دوری از محبوب نباشد وای کاش کاسه صبر بشکند و همه شهدآن بر زمین ریزد

تا باد عطر شیرینش را برای همه عالم به یادگار برد و نوازش دستان گرمت تداعی لحظات در محضر دوست بودن است و

نوای آرام زمزمه هایت قلب را به اوج عزت و زیبایی آسمان می برد 

و چه نازنین است غبار از چهره نازت گرفتن و بوسه بر نگین سرخ فام گونه هایت نشاندن و دستان من همواره تهی است تا

مگر دستان پر مهرت را بفشارد و صدای گرفته ام شاید با شنیدن صدایت گشوده گردد

و تو ای دست نایافتنی ترین محبوب

 
من از تو هم توانگر ترم چون همچون تویی در کنار من است و تو همچون خودت در کنار نداری

نیمه نیمه نگاهم کن تا عرق شرم بدن فرتوتم را مرطوب نسازد و غریو صدایت پرنده جان از دلم نپراند

ای که نگاهت همه شایسته دیدن

و ای که صدایت همه درخور نیوشیدن

جرعه جرعه تنهایی را به یاد تو می نوشم

تا کی بر من آرام و قرار گیری 

متن عاشقانه شاد، متن عاشقانه شاد بلند

می کنم به از تو نوشتن کاغذ مست می گردد قلم به رقص در می آید نمی دانم

چرا هر وقت می خواهم چیزی از تو بر روی کاغذ بیاورم واز تو بنویسم

وجودم،قلمم،کاغذم همه و همه به وجد می آییم.عزیزم!تمام شب در خیالت گریستم

هنوز پاییز چشمانت را روی شاخه های سرد انتظار جستجو می کنم نمی دانی چقدر

محتاج نوام.هنوز کاغذهایم به شوق نگاهت رنگ کاهی را پس می زند وتمام شب

وتمام ثانیه ها، یکی یکی می گذرندوبه دریا ها اشک هایم روان می شوند انگار

تاب دیدن پاییز چشمانت را ندارد کاش برگردی زود،کوچه بی تو دل تنگی دارد

کاش برگردی زود ومی دیدی که دلم بی تو چه حالی دارد ببینی که هنوز حلقه

زرد خورشید داغ تنهایی من را دارد کاش زود برمیگشتی تا قاب عکس روی دیوار

تهی از چهره تو نباشد وتمام صفحات دفترم از حرف ونگاه واسم تو پر شود کاش

زود بر می گشتی.تو اگر برگردی من تمام شاخه های گل یاس را با تمام احساس

تقدیمت می کنم.

دوباره تنها شده ام، دوباره دلم هوای تو را کرده. خودکارم را از ابر پر می کنم و برایت از باران می نویسم. به یاد شبی می

افتم که تو را میان شمع ها دیدم.

دوباره می خواهم به سوی تو بیایم. تو را کجا می توان دید؟ در آواز شباویزهای عاشق؟ در چشمان یک عاشق مضطرب؟ در

سلام کودکی که تازه واژه را آموخته؟

دلم می خواهد وقتی باغها بیدارند، برای تو نامه بنویسم. و تو نامه هایم را بخوانی و جواب آنها را به نشانی همه ی غریبان

جهان بفرستی. ای کاش می توانستم تنهاییم را برای تو معنا کنم و از گوشه های افق برایت آواز بخوانم.

کاش می توانستم همیشه از تو بنویسم. می ترسم روزی نتوانم بنویسم و دفترهایم خالی بمانند و حرفهای ناگفته ام هرگز

به دنیا نیایند. می ترسم نتوانم بنویسم و کسی ادامه ی سرود قلبم را نشنود.

می ترسم نتوانم بنویسم وآخرین نامه ام در سکوتی محض بمیرد وتازه ترین شعرم به تو هدیه نشود. دوباره شب، دوباره

طپش این دل بی قرارم.

دوباره سایه ی حرف های تو که روی دیوار روبرو می افتد. دلم می خواهد همه ی دیوارها پنجره شوند و من تو را میان

چشمهایم بنشانم. دوباره شب، دوباره تنهایی و دوباره خودکاری که با همه ی ابرهای عالم پر نمی شود.

دوباره شب، دوباره یاد تو که این دل بی قرار را بیدار نگه داشته. دوباره شب، دوباره تنهایی، دوباره سکوت، دوباره من و یک

دنیا خاطره… 

متن عاشقانه دوستت دارم ، متن عاشقانه دوستت دارم 97

در بستان دلم دیشب هوای دیدن تو را داشتم

دستانت را گرفتم و با خود بردمت به انتهای بستان جایی که من و تو هردو از دیدگان محو شدیم

آنوقت این ناپیدایی بود که وجه تشابه هردوی ما بود

احساس می کردم که من و تو ما شده ایم

در بستان خیالم برایت کلبه ای از عشق ساخته ام کلبه ای کوچک اما مملو از غرور و محبت

کلبه ای مالامال از سرور 

در بستان خیالم تو مهربانانه سرود محبت می خواندی و این آیه آیه های زندگی بود که همه از غنچه لبانت می تراوید

و این نیمه شب سرد تنهایی ای کاش که رهایم می ساخت تا دور از هرگونه رخوت بی حد وحصرش اقلا شمایلت

را در آغوش کشم تا گرمای نگاهت قلب فرتوت مرا آرام کند و مژگان سیاهت غبار از سینه تنگم برباید

و باز بتوانم هوای با نشاط عشقت را با تمام وجود استنشاق کنم

ای کاش ساحل زیبای وجودت مرا هم پذیرا بود تا از این تلاطم امواج جان سالم بدر برم و

سر منزل مقصود نزدیک و نزدیکتر شود

ای کاش نگاهت اینگونه به جانم آتش نمی افروخت

ای کاش معصومیت کلامت اینقدر دلنشین نبود تا صد دل واله و شیدایش شوم

ای کاش لااقل تاب و تحملی از جانب آسمان فرو می افتاد تا بتوانم ترس بی پایان ندیدنت را هرگز احساس نکنم

 

ای کاش دستان گرمت اینقدر از دل بی تاب من دور نبود

ای کاش قطره قطره اشکم سیلی روان می شد تا بر امواج مشتاقش شنا کنان خود را به کنارت می رساندم و همانگونه پذیرایم می بودی

ای کاش این محنت سرای پر از درد ورنج را استراحتگاهی می بود تا در هوای دیدنت لختی بیارامم

 

ای کاش تا مدهوش رویت اینگونه نمی ماندم تا حد اقل جان از کف نمی رفت تا امیدم را ناامید کند

 

در سرسرای مهرت من مانده ام چو خورشید
هرگز به یاد ما نیست آن را که شب به یاد است

متن عاشقانه دوستت دارم ، متن عاشقانه دوستت دارم 97

تویی که تمام لحظات زندگی مرا محاصره کردی…..

تویی که نمی دانم کی خواهی آمد….

اصلاً بگو ببینم می آیی؟

می آیی…..

تا با تمام دلتنگی های سرزمین آرزوهایم وداع کنم؟

می آیی…. تا شقایق های قلبم دوباره جان بگیرد؟

می آیی…. تا از دریای نگاهت

قطره ای هم بر کویر چشمانم بریزم؟

می آیی…. تا ستاره های آسمان زندگانیم 

از ناله های شبانه ام آرام بگیرند؟

کاش می دانستم از اوج کدامین قله ، 

از دل کدامین شب ، از عمق کدامین 

جنگل خواهی آمد….

تا برایت قلبم ، این بزرگ ترین سرمایه ام را

پیش کش آورم و به تو بگویم

دوســتــــت دارم

زیباترین متن بلند دوستت دارم عاشقانه و جذاب

از کجا بی آغازم؟
برای گفتن داستانی که نهایت عظمت عشق را جلوه گر کند
داستانی شیرین از عشق که عمرش از دریاها نیز بیشتر ست
حقیقتی ساده درباره عشقی که او به من ارزانی داشت

از کجا بی آغازم؟
با اولین سلامش! که معنای جدیدی به جهان تهی ام بخشید؛
که در آن هیچ شعف دیگری نبود

او به زندگی من پای نهاد و آن را چون شهد شیرین کرد
و او قلب مرا پر کرد …

مملو از چیزهائی خاص
با آواز فرشته ها، با تصاویری حاصل از اشتیاق و علاقه زیاد
و روح مرا با انبوهی از عشق پر کرد

همهچیز درمورد ولنتاین

به این مطلب امتیاز دهید :
( رای: 0 امتیاز: 0 )

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.